افسانه‌ی «قند سرطان را تغذیه می‌کند»

این جمله از یک واقعیت علمی شروع می‌شود و به نتیجه‌ای می‌رسد که نادرست و گاهی خطرناک است.

در یک نگاه

  • درست است که سلول سرطانی گلوکز مصرف می‌کند — ولی همه‌ی سلول‌های بدن هم مصرف می‌کنند
  • حذف قند از غذا، قند خون را صفر نمی‌کند؛ بدن خودش گلوکز می‌سازد
  • هیچ شواهدی نشان نداده رژیم بدون قند سرطان را درمان یا متوقف می‌کند
  • خطر واقعی، کاهش وزن و سوءتغذیه در دوره‌ای است که بدن به انرژی نیاز دارد

کمتر باوری به اندازه‌ی این یکی میان بیماران سرطانی رایج است، و جالب اینجاست که از یک واقعیت درست شروع می‌شود. مشکل در نتیجه‌گیری است.

چرا «قند سرطان را تغذیه می‌کند» گمراه‌کننده است
نمودار: دکتر سرطان

بخش درست ماجرا

سلول‌های سرطانی گلوکز مصرف می‌کنند و بسیاری از آن‌ها با سرعت بیشتری از سلول‌های معمولی این کار را می‌کنند. این آن‌قدر واقعی است که پایه‌ی یک آزمون تشخیصی شده: در اسکن پت، نوعی قند نشان‌دار تزریق می‌شود و نقاطی که آن را بیشتر جذب می‌کنند روشن می‌شوند.

تا اینجا همه چیز درست است. جهش منطقی از همین‌جا شروع می‌شود: «پس اگر قند نخورم، سرطان گرسنه می‌ماند.»

چرا آن نتیجه درست نیست

نکته‌ای که جا می‌افتد این است که همه‌ی سلول‌های بدن گلوکز مصرف می‌کنند. مغز از پرمصرف‌ترین‌هاست. گلوکز سوخت پایه‌ی بدن است، نه سوخت اختصاصی تومور.

دوم اینکه بدن قند خون را با دقت تنظیم می‌کند. اگر قند نخورید، کبد از پروتئین و چربی گلوکز می‌سازد تا سطح خون در محدوده‌ی لازم بماند. یعنی رژیم بدون قند، تومور را از گلوکز محروم نمی‌کند؛ چنین کاری از راه غذا شدنی نیست.

خطر واقعی این باور

آسیب این افسانه در حذف شکلات نیست؛ در جایی است که بیمار برای «گرسنگی دادن به تومور» رژیم سخت‌گیرانه می‌گیرد و وزن کم می‌کند.

کاهش وزن و از دست دادن توده‌ی عضلانی در دوره‌ی درمان، تحمل شیمی‌درمانی را کم می‌کند، بهبود زخم جراحی را کند می‌کند و با نتیجه‌ی بدتر همراه است. یعنی رژیمی که به قصد کمک گرفته شده، در عمل در جهت مخالف کار می‌کند.

توصیه‌ی متعادل

کم کردن قند افزوده و نوشیدنی شیرین برای هر کسی توصیه‌ی خوبی است — به دلیل وزن، دیابت و سلامت کلی، نه به این دلیل که تومور را گرسنه می‌کند. چاقی خودش عامل خطر چند سرطان است و کنترل وزن ارزش دارد.

ولی در میانه‌ی درمان، اولویت چیز دیگری است: خوردن به اندازه‌ی کافی. اگر اشتها کم شده و وزن می‌افتد، این را به تیم درمان بگویید. راه‌حل‌های عملی وجود دارد و به‌موقع گفتنش مهم است.

پت‌اسکن، و سوءتفاهمی که ساخته است

بخش بزرگی از این باور از یک واقعیت درست می‌آید: در پت‌سی‌تی ماده‌ای شبیه قند تزریق می‌شود و تومورها آن را بیشتر جذب می‌کنند. تصویر هم همین را نشان می‌دهد — نقاط روشن، همان‌جاهایی که قند بیشتری مصرف شده.

نتیجه‌گیری عامیانه این است که «پس اگر قند نخورم، تومور گرسنه می‌ماند». این نتیجه‌گیری دو جا اشتباه می‌کند.

اول، بدن قند خون را در محدوده‌ی باریکی ثابت نگه می‌دارد. اگر شکر نخورید، کبد از پروتئین و چربی گلوکز می‌سازد. هیچ رژیمی نمی‌تواند قند خون را به صفر برساند — و اگر می‌توانست، پیش از تومور، مغز و گلبول‌های قرمز از کار می‌افتادند.

دوم، سلول‌های سالمِ پرکار هم قند زیاد مصرف می‌کنند؛ به همین دلیل مغز، قلب و کلیه هم در پت روشن‌اند. پرمصرف بودن، ویژگی اختصاصی سرطان نیست.

رژیم کتوژنیک و روزه: شواهد کجاست

این دو موضوع جدی‌تر از افسانه‌ی ساده‌ی قندند و بررسی هم شده‌اند، پس منصفانه است که دقیق درباره‌شان حرف بزنیم.

مطالعات آزمایشگاهی و حیوانی نتایج جالبی نشان داده‌اند و پژوهش در این زمینه ادامه دارد. ولی در انسان، مطالعه‌های موجود کوچک‌اند، اغلب بدون گروه مقایسه، و نتایجشان یکدست نیست. تا امروز هیچ راهنمای معتبری رژیم کتوژنیک را به‌عنوان درمان سرطان توصیه نمی‌کند.

در مقابل، خطرهایش در این جمعیت مشخص است: کاهش وزن ناخواسته در بیمارانی که از قبل در خطر لاغری‌اند، کاهش دریافت پروتئین و میوه و سبزی، یبوست، و دشواری اجرا در روزهایی که اشتها و توان پایین است.

درباره‌ی روزه‌داری نیز همین‌طور. اگر روزه‌ی مذهبی برایتان اهمیت دارد، این را با تیم درمان مطرح کنید — تصمیم به نوع درمان، داروهای خوراکی، وضعیت کلیه و خطر کم‌آبی بستگی دارد و در بعضی شرایط مانعی ندارد و در بعضی دارد.

خطر واقعی: کاهش وزن

اینجاست که این باور از یک اشتباه بی‌ضرر به یک آسیب تبدیل می‌شود. بیماری که از ترس «تغذیه کردن تومور» شیرینی، میوه، نان و برنج را کنار می‌گذارد، در عمل کالری دریافتی‌اش به‌شدت کم می‌شود.

نتیجه‌اش کاهش وزن و از دست رفتن عضله است، و این دو مستقیماً بر تحمل درمان، شدت عوارض و حتی امکان ادامه‌ی درمان با دوز کامل اثر می‌گذارند. سوءتغذیه در دوره‌ی درمان یک مشکل شایع و جدی است — به‌مراتب شایع‌تر و اثبات‌شده‌تر از خطر فرضیِ قند.

پس اگر از این باور یک چیز به یاد بماند، همین باشد: در دوره‌ی درمان، کم‌خوردن خطر واقعی است و قندِ موجود در غذای معمولی نیست.

ارتباط واقعی قند و سرطان

این به‌معنای آن نیست که قند هیچ ربطی ندارد. ارتباط وجود دارد، ولی غیرمستقیم است و در سطح دیگری عمل می‌کند.

مصرف زیاد و مداوم قند و نوشیدنی‌های شیرین به اضافه‌وزن و چاقی می‌انجامد، و چاقی یکی از عوامل خطر شناخته‌شده برای چندین سرطان است — از جمله پستان پس از یائسگی، رحم، روده‌ی بزرگ، کلیه و لوزالمعده. مقاومت به انسولین و التهاب مزمن، سازوکارهای مطرح در این ارتباط‌اند.

تفاوت ظریف ولی مهم است: قند از راه چاقی و اختلال متابولیک بر خطر ابتلا اثر می‌گذارد، نه اینکه تومورِ موجود را مستقیماً تغذیه کند. توصیه‌ی حاصل از آن هم توصیه‌ی سلامت عمومی است، نه یک درمان.

قند خون بالا در دوره‌ی درمان

یک موقعیت هست که در آن کنترل قند واقعاً اهمیت دارد و ربطی به این افسانه ندارد: کورتیکواستروئید. این داروها در بسیاری از رژیم‌های شیمی‌درمانی و برای کنترل تهوع و ورم مصرف می‌شوند و قند خون را بالا می‌برند.

در فرد دیابتی این می‌تواند کنترل قند را به هم بزند، و در فرد غیردیابتی گاهی قند خون را برای نخستین بار به محدوده‌ی غیرطبیعی می‌برد. قند خون کنترل‌نشده هم خطر عفونت را بالا می‌برد و هم بهبود زخم را کند می‌کند.

پس اگر دیابت دارید یا کورتون می‌گیرید، پایش قند خون بخشی از برنامه‌ی درمان است. این یک توصیه‌ی بالینی مشخص است — نه همان چیزی که در پیام‌های تلگرامی درباره‌ی قند خوانده‌اید.

در عمل چه بخوریم

توصیه‌ی متعادل ساده است و با توصیه‌ی تغذیه‌ی سالم برای همه تفاوت زیادی ندارد: میوه و سبزی فراوان، غلات کامل به‌جای آرد سفید، پروتئین کافی در هر وعده، و محدود کردن نوشابه و شیرینی‌های صنعتی.

میوه را حذف نکنید. قند میوه همراه فیبر، ویتامین و آب می‌آید و رفتارش در بدن با نوشابه یکی نیست. حذف میوه یکی از شایع‌ترین و بی‌پایه‌ترین محدودیت‌هایی است که بیماران به خودشان تحمیل می‌کنند.

و در روزهای بد درمان، قاعده عوض می‌شود: هر چیزی که بتوانید بخورید بهتر از نخوردن است. اگر تنها چیزی که پایین می‌رود بستنی یا فرنی است، همان را بخورید. کالری در آن روزها اولویت دارد.

محصولاتی که با نام ضدسرطان فروخته می‌شوند

بازار پر است از پودر، عصاره و دمنوشی که با تکیه بر همین باور فروخته می‌شوند — «بدون قند»، «ضدسرطان»، «قلیایی‌کننده». دو نکته درباره‌شان بدانید.

اول، ادعای «قلیایی کردن بدن» از پایه نادرست است. بدن pH خون را در محدوده‌ی بسیار باریکی ثابت نگه می‌دارد و هیچ غذایی آن را جابه‌جا نمی‌کند؛ اگر می‌کرد، وضعیت اورژانسی بود. آنچه عوض می‌شود pH ادرار است که ربطی به تومور ندارد.

دوم، بسیاری از این فرآورده‌ها جای غذای واقعی را می‌گیرند. بیماری که به‌جای وعده‌ی غذایی یک لیوان عصاره می‌خورد، پروتئین و کالری کمتری دریافت کرده — همان چیزی که در این دوره بیش از همه لازم است.

شیرین‌کننده‌های مصنوعی

پرسش پرتکراری است: اگر شکر بد است، شیرین‌کننده‌ی مصنوعی چطور؟ شواهد انسانی ارتباط روشنی میان شیرین‌کننده‌های مجاز و سرطان نشان نداده‌اند، هرچند بحث درباره‌ی بعضی‌شان ادامه دارد.

جمع‌بندی منطقی این است که مصرف متعادلشان نگرانی عمده‌ای ندارد، ولی ضرورتی هم ندارد. اگر هدف کم کردن نوشابه است، آب و دمنوش بدون شیرینی گزینه‌ی ساده‌تری است.

و در دوره‌ی درمان، وقتی اشتها کم است، جایگزین کردن غذای پرکالری با نسخه‌ی «رژیمی» آن معمولاً کار درستی نیست.

لبنیات، گوشت قرمز و بقیه‌ی ترس‌ها

قند تنها غذایی نیست که بیماران از آن می‌ترسند. فهرست حذف‌ها اغلب بلندتر می‌شود: لبنیات، گوشت قرمز، سویا، گلوتن.

آنچه شواهد می‌گوید محدودتر از این فهرست است. گوشت فرآوری‌شده — سوسیس، کالباس، گوشت‌های نمک‌سود — ارتباط شناخته‌شده‌ای با سرطان روده دارد و محدود کردنش منطقی است. درباره‌ی گوشت قرمز تازه، توصیه به اعتدال است نه حذف. درباره‌ی لبنیات و سویا در مقادیر غذایی معمول، شواهد منع‌کننده‌ای وجود ندارد.

هر حذفی هزینه دارد: کنار گذاشتن لبنیات یعنی کمتر شدن کلسیم و پروتئین، در بیماری که شاید همین حالا در خطر پوکی استخوان باشد. پس پیش از حذف هر گروه غذایی، بپرسید که جایگزینش چیست.

وقتی خانواده رژیم را تحمیل می‌کند

این باور معمولاً از طرف اطرافیان وارد خانه می‌شود، نه خودِ بیمار. نتیجه‌اش سفره‌ای است که روزبه‌روز محدودتر می‌شود و بیماری که از غذا خوردن لذت نمی‌برد و کم‌کم کمتر می‌خورد.

اگر در چنین موقعیتی هستید، جمله‌ای که معمولاً کار می‌کند این است: «پزشکم گفته در این دوره مهم‌ترین چیز این است که وزنم نیفتد.» این جمله هم درست است و هم بحث را از جدل درباره‌ی قند به هدف واقعی برمی‌گرداند.

و اگر فشار ادامه داشت، از تیم درمان بخواهید همین را در ویزیت مطرح کند. شنیدنش از پزشک، معمولاً پرونده را می‌بندد.

وزن را بپایید، نه قند را

اگر قرار است در دوره‌ی درمان یک عدد را دنبال کنید، آن عدد وزن است نه مقدار قند. هفته‌ای یک بار، صبح، با همان ترازو، و یادداشتش.

کاهش بیش از دو تا سه درصد وزن در یک ماه، یا هر کاهشی که ادامه‌دار باشد، باید گزارش شود. در آن نقطه، مشاوره‌ی تغذیه و گاهی مکمل‌های پرکالری وارد می‌شوند — و هرچه زودتر شروع شوند، برگرداندن وضعیت ساده‌تر است.

جمع‌بندی

قند تومور را به شکلی که این باور می‌گوید تغذیه نمی‌کند، و هیچ رژیمی نمی‌تواند تومور را گرسنه نگه دارد. آنچه این باور واقعاً می‌سازد، محدودیت‌های غذاییِ بی‌دلیل و کاهش وزن در زمانی است که بدن بیش از همیشه به انرژی نیاز دارد. ارتباط واقعی قند و سرطان از مسیر چاقی می‌گذرد و توصیه‌اش همان تغذیه‌ی متعادل است — نه حذف میوه و نان.

منابع و مطالعه‌ی بیشتر

این منابع به زبان انگلیسی‌اند و برای مطالعه‌ی تخصصی‌تر آورده شده‌اند.

بیشتر بخوانید

بازخورد