تومورهای نورواندوکرین

گروهی از تومورها که اغلب کُندرشدند و سال‌ها پیش از تشخیص وجود داشته‌اند. بعضی‌شان هورمون می‌سازند و نشانه‌هایشان به بیماری‌های دیگری نسبت داده می‌شود.

این نشانه‌ها صبر نمی‌کنند

  • برافروختگی مکرر صورت همراه با اسهال — سندرم کارسینوئید، بررسی لازم است
  • درد شدید و ناگهانی شکم با استفراغ — احتمال انسداد روده، اورژانس
  • افت قند خون مکرر و بی‌دلیل همراه با گیجی
  • اسهال مزمنی که ماه‌ها ادامه دارد و علتش پیدا نشده

قابل پیگیری سرپایی

این وضعیت معمولاً با مراجعه‌ی برنامه‌ریزی‌شده به پزشک قابل بررسی است.

تومورهای نورواندوکرین از سلول‌هایی برمی‌خیزند که هم ویژگی سلول عصبی دارند و هم سلول غده‌ی درون‌ریز. این سلول‌ها در سراسر بدن پخش‌اند — بیشتر در دستگاه گوارش و ریه — و همین باعث می‌شود این تومورها در جاهای متنوعی رخ دهند.

درجه‌بندی تومورهای نورواندوکرین
نمودار: دکتر سرطان

چرا تشخیصشان سال‌ها طول می‌کشد

بیشتر این تومورها کُندرشدند و نشانه‌هایشان مبهم: درد متناوب شکم، اسهال، برافروختگی. هر کدام به‌تنهایی به چیز دیگری نسبت داده می‌شود — سندرم روده‌ی تحریک‌پذیر، آلرژی، یائسگی.

نتیجه این است که فاصله‌ی میان شروع نشانه‌ها و تشخیص در این بیماری اغلب چند سال است. الگویی که باید توجه را جلب کند، ترکیب است: اسهال مزمن همراه با برافروختگی مکرر صورت، یا خس‌خس سینه بدون سابقه‌ی آسم در فردی که اسهال هم دارد.

بعضی‌شان هورمون می‌سازند

بخشی از این تومورها فعال‌اند، یعنی هورمون ترشح می‌کنند، و نشانه‌هایشان از همان هورمون می‌آید نه از خود توده.

نمونه‌اش سندرم کارسینوئید است: برافروختگی، اسهال و خس‌خس. یا تومورهای لوزالمعده که انسولین می‌سازند و افت قند خون مکرر ایجاد می‌کنند، یا آن‌هایی که زخم‌های مقاوم معده می‌سازند. در این موارد، کنترل نشانه‌ها گاهی به اندازه‌ی کنترل خود تومور اهمیت دارد.

درجه، نه مرحله

پرسش تعیین‌کننده در این بیماری «مرحله‌ی چند؟» نیست، بلکه این است: تومور چقدر سریع تقسیم می‌شود؟ این را شاخصی به نام Ki-67 می‌سنجد و درجه‌ی یک تا سه از آن ساخته می‌شود.

تفاوت دیگری هم هست که نباید نادیده بماند: «تومور نورواندوکرین خوب‌تمایزیافته» و «کارسینوم نورواندوکرین بدتمایزیافته» با وجود شباهت نام، دو بیماری جدا با درمان کاملاً متفاوت‌اند. اگر گزارش آسیب‌شناسی را می‌خوانید، همین دو کلمه را پیدا کنید.

متاستاز اینجا معنای دیگری دارد

در بیشتر سرطان‌ها، انتشار به کبد یعنی تغییر هدف از درمان کامل به کنترل. در تومورهای نورواندوکرین کُندرشد، بیماران با متاستاز کبدی اغلب سال‌ها و گاهی دهه‌ها با بیماری زندگی می‌کنند.

گزینه‌های درمانی هم متنوع‌اند: آنالوگ‌های سوماتواستاتین که هم رشد را کند می‌کنند و هم نشانه‌ها را کنترل، درمان رادیویی هدفمند که از همان گیرنده برای رساندن پرتو به سلول تومور استفاده می‌کند، و درمان‌های موضعی کبد. شنیدن «به کبد رسیده» در این بیماری نباید با همان قیاس سرطان‌های دیگر تفسیر شود.

نام‌های دیگر

  • Neuroendocrine Tumor
  • NET
  • تومور نورواندوکرین
  • کارسینوئید

کد ICD-10

C7A

نوع بافت‌شناسی

  • تومور نورواندوکرین خوب‌تمایزیافته — درجه‌های ۱ تا ۳
  • کارسینوم نورواندوکرین بدتمایزیافته — بیماری مهاجم و متفاوت
  • محل شایع: روده‌ی باریک، لوزالمعده، ریه، آپاندیس و معده

نشانه‌ها

  • اغلب بی‌نشانه و اتفاقی در تصویربرداری یا جراحی دیگری کشف می‌شود
  • درد مبهم و متناوب شکم
  • اسهال مزمن
  • برافروختگی ناگهانی صورت و گردن
  • خس‌خس سینه بدون سابقه‌ی آسم
  • افت قند خون، زخم مکرر معده یا اسهال آبکی در انواع هورمون‌ساز

عوامل خطر

  • سندرم نئوپلازی غدد درون‌ریز متعدد نوع ۱ (MEN1)
  • بیماری فون‌هیپل-لیندا
  • نوروفیبروماتوز نوع ۱
  • گاستریت آتروفیک مزمن — برای انواع معده
  • در اکثریت موارد علت مشخصی شناخته نمی‌شود

زمینه‌ی ارثی و ژنتیک

بیشتر موارد تصادفی‌اند، ولی سهم زمینه‌ی ارثی در این گروه از بسیاری سرطان‌های دیگر بیشتر است و شناختنش پیامد عملی دارد. سندرم MEN1 مهم‌ترین است: در آن تومورهای نورواندوکرین لوزالمعده همراه با درگیری غده‌ی پاراتیروئید و هیپوفیز دیده می‌شود. بیماری فون‌هیپل-لیندا و نوروفیبروماتوز نوع ۱ نیز از زمینه‌های شناخته‌شده‌اند. بروز در سن پایین، چند تومور هم‌زمان، یا همراهی با اختلال کلسیم خون، نشانه‌هایی برای مشاوره‌ی ژنتیک‌اند.

غربالگری

غربالگری همگانی وجود ندارد، چون این تومورها کم‌شمارند. اما برای خانواده‌های دارای سندرم ارثی شناخته‌شده — به‌ویژه MEN1 — برنامه‌ی پایش منظم تعریف شده است که شامل آزمایش‌های هورمونی و تصویربرداری دوره‌ای می‌شود. اگر در خانواده‌ای تومور نورواندوکرین همراه با اختلال کلسیم یا تومور هیپوفیز دیده شده، بررسی ژنتیک برای بستگان درجه‌یک ارزش دارد.

روش‌های تشخیص

نشانگرهای زیستی و آزمایش‌های مولکولی

  • شاخص تکثیر Ki-67 — تعیین‌کننده‌ی درجه و مسیر درمان
  • بیان گیرنده‌ی سوماتواستاتین — هم برای تصویربرداری و هم برای درمان رادیویی هدفمند
  • کروموگرانین A — بیشتر برای پیگیری روند تا تشخیص
  • ۵-HIAA ادرار — در سندرم کارسینوئید

مرحله‌بندی

در این گروه، درجه‌ی تومور بیش از مرحله بر تصمیم درمانی اثر می‌گذارد. درجه بر پایه‌ی شاخص تکثیر Ki-67 تعیین می‌شود: درجه‌ی یک کُندرشد است و می‌تواند سال‌ها پایدار بماند، درجه‌ی سه رفتار مهاجمی دارد. تفاوت مهم دیگری هم هست که نباید قاتی شود: «تومور نورواندوکرین خوب‌تمایزیافته» و «کارسینوم نورواندوکرین بدتمایزیافته» دو بیماری جدا با درمان کاملاً متفاوت‌اند، هرچند نامشان شبیه است. نکته‌ی سوم اینکه حتی بیماری متاستاتیک در انواع کُندرشد می‌تواند سال‌ها کنترل شود.

روش‌های درمان

پیش‌آگهی

این گروه طیف بسیار وسیعی دارد و همین آمار کلی را بی‌معنا می‌کند. تومور کُندرشدِ درجه‌ی یک که کامل برداشته شود پیش‌آگهی بسیار خوبی دارد، و حتی در بیماری متاستاتیک کُندرشد، بیماران اغلب سال‌ها با کیفیت زندگی خوب سپری می‌کنند — این بیماری بیشتر شبیه یک بیماری مزمن مدیریت می‌شود. در مقابل، کارسینوم نورواندوکرین بدتمایزیافته بیماری مهاجمی است با مسیر کاملاً متفاوت. پرسیدن درجه‌ی تومور و تمایزیافتگی آن، مهم‌ترین پرسشی است که وضعیت را روشن می‌کند.

پیشگیری

راه شناخته‌شده‌ای برای پیشگیری وجود ندارد. آنچه عملی است، شناسایی و پایش خانواده‌های دارای سندرم ارثی است تا تومورها در مرحله‌ی کوچک و قابل جراحی کشف شوند.

پیگیری پس از درمان

پیگیری طولانی است، چون این تومورها می‌توانند سال‌ها بعد بازگردند یا رشد کنند. پایش با تصویربرداری دوره‌ای و آزمایش نشانگرها انجام می‌شود. در بیمارانی که آنالوگ سوماتواستاتین می‌گیرند، سنگ کیسه‌ی صفرا و اختلال قند خون از عوارض قابل پایش‌اند. در انواع هورمون‌ساز، کنترل نشانه‌ها — اسهال، برافروختگی، افت قند — بخش جدی مراقبت است و کیفیت زندگی را تعیین می‌کند.

منابع و مطالعه‌ی بیشتر

این منابع به زبان انگلیسی‌اند و برای مطالعه‌ی تخصصی‌تر آورده شده‌اند.

بیشتر بخوانید

بازخورد