تداخل گیاهان دارویی با داروهای سرطان

«طبیعی» به معنای بی‌خطر نیست. بعضی گیاهان می‌توانند اثر داروی شیمی‌درمانی را کم کنند، بی‌آنکه کسی متوجه شود چرا درمان جواب نداده.

در یک نگاه

  • گیاهان می‌توانند سرعت تجزیه‌ی داروها در کبد را تغییر دهند و غلظت دارو را کم یا زیاد کنند
  • علف چای (گل راعی) از شناخته‌شده‌ترین موارد است و با شمار زیادی از داروهای سرطان تداخل دارد
  • زنجبیل، سیر، جینکو و دوز بالای زردچوبه می‌توانند خطر خونریزی را بالا ببرند
  • فهرست کامل آنچه مصرف می‌کنید — گیاه، دم‌نوش، مکمل — را به تیم درمان بدهید

باور رایجی هست که چون چیزی گیاهی است، در بدترین حالت بی‌اثر است. در دوره‌ی درمان سرطان این باور درست نیست — و خطرش نه از سمی بودن گیاه، بلکه از اثرش بر دارو می‌آید.

چگونه یک گیاه اثر داروی سرطان را کم می‌کند
نمودار: دکتر سرطان

سازوکار: رقابت در کبد

بیشتر داروهای سرطان در کبد و با مجموعه‌ای از آنزیم‌ها تجزیه می‌شوند. مقدار دارویی که به تومور می‌رسد، به سرعت این تجزیه بستگی دارد.

برخی گیاهان این آنزیم‌ها را فعال‌تر می‌کنند: دارو سریع‌تر تجزیه می‌شود و غلظتش پایین‌تر از حد مؤثر می‌ماند. برخی دیگر آنزیم را کند می‌کنند: دارو در بدن انباشته می‌شود و عوارضش بیشتر می‌شود. در هر دو حالت، دوزی که پزشک با دقت محاسبه کرده به هم می‌خورد.

نمونه‌های شناخته‌شده

علف چای (گل راعی) که برای بهبود خلق مصرف می‌شود، از مهم‌ترین موارد است: آنزیم‌های کبدی را فعال می‌کند و غلظت شمار زیادی از داروهای سرطان — از جمله برخی داروهای هدفمند — را پایین می‌آورد.

زنجبیل، سیر، جینکو و دوز بالای زردچوبه بر لخته شدن خون اثر می‌گذارند. در بیماری که پلاکتش به دلیل شیمی‌درمانی پایین است یا قرار است جراحی شود، این اثر معنادار است.

گریپ‌فروت — که گیاه دارویی هم نیست و فقط یک میوه است — آنزیم کبدی را مهار می‌کند و غلظت برخی داروها را بالا می‌برد. همین نشان می‌دهد مرز «دارویی» و «غذایی» همیشه کمک‌کننده نیست.

چرا این تداخل‌ها دیده نمی‌شوند

اگر درمانی کم‌اثر باشد، اولین فرضیه‌ها معمولاً مقاومت تومور یا نامناسب بودن دارو است. کسی به دم‌نوشی که بیمار هر شب می‌خورد فکر نمی‌کند، چون در پرونده‌اش نیست.

پژوهش‌ها نشان می‌دهند بخش بزرگی از بیماران سرطانی مکمل یا گیاه مصرف می‌کنند و بخش بزرگی از همان‌ها به پزشکشان نمی‌گویند — اغلب چون فکر می‌کنند اهمیتی ندارد.

کار عملی

یک فهرست بنویسید: هر گیاه، دم‌نوش، مکمل، ویتامین و داروی بدون نسخه، با نام و مقدار. همان کاغذ را به تیم درمان بدهید و پیش از شروع هر چیز تازه‌ای بپرسید. این کار ساده‌تر از آن است که به نظر می‌رسد و از خرابی‌ای جلوگیری می‌کند که بعداً قابل جبران نیست.

فهرست عملی: آنچه بیشتر دردسر ساخته است

این فهرست کامل نیست و جای مشورت را نمی‌گیرد، ولی موارد پرتکرار را نشان می‌دهد:

  • علف چای (مخمر سنت‌جان) — شناخته‌شده‌ترین مورد. سرعت تجزیه‌ی بسیاری از داروها را بالا می‌برد و غلظتشان را پایین می‌آورد. با داروهای هدفمند، ایماتینیب و بسیاری دیگر تداخل جدی دارد.
  • سیر با دوز بالا و جینکو — خطر خونریزی را بالا می‌برند، به‌ویژه همراه با ضدانعقاد یا پیش از جراحی.
  • زردچوبه و کورکومین با دوز بالا — بر متابولیسم بعضی داروها اثر می‌گذارد و خونریزی را هم بیشتر می‌کند. مقدار آشپزی مسئله نیست؛ کپسول‌های پرمقدار مسئله‌اند.
  • سویا و فرآورده‌های حاوی فیتواستروژن — در سرطان‌های حساس به هورمون پرسش‌برانگیزند، به‌ویژه در مقدارهای مکملی.
  • جینسنگ — بر قند خون و انعقاد اثر دارد و با چند دسته دارو تداخل دارد.
  • اکیناسه — بر سیستم ایمنی اثر می‌گذارد و در دوره‌ی ایمونوتراپی پرسش‌برانگیز است.

فقط گیاه نیست

مکمل‌های غیرگیاهی هم تداخل می‌کنند. مقدارهای بالای ویتامین E و روغن ماهی خطر خونریزی را بالا می‌برند. کلسیم و منیزیم جذب بعضی داروهای خوراکی را کم می‌کنند و باید با فاصله‌ی زمانی مصرف شوند. مکمل آهن هم همین‌طور.

و یک دسته‌ی کم‌توجه: داروهای بدون نسخه. داروهای کاهنده‌ی اسید معده جذب چند داروی هدفمند خوراکی را به‌شدت کم می‌کنند — این یکی از تداخل‌های پرتکرار و قابل‌پیشگیری است و حتماً باید مطرح شود.

غذا هم می‌تواند تداخل کند

گریپ‌فروت و آب آن شناخته‌شده‌ترین نمونه است: آنزیمی در روده را مهار می‌کند و غلظت خونی بعضی داروها را بالا می‌برد، گاهی تا حدی که عارضه بسازد. اثرش هم طولانی است، پس «با فاصله می‌خورم» راه‌حل نیست.

آب انار و بعضی مرکبات تلخ هم در همین دسته‌اند. در مقابل، بعضی داروها باید حتماً با غذا و بعضی حتماً ناشتا مصرف شوند، و رعایت نکردنش جذب را به‌شکل معناداری عوض می‌کند.

این نکته‌ها معمولاً در برگه‌ی دارو هست و کمتر خوانده می‌شود. از داروساز بخواهید همان لحظه برایتان توضیح بدهد.

پیش از جراحی: قاعده‌ی ساده

بسیاری از گیاهان و مکمل‌ها بر انعقاد خون، فشار خون، قند یا بیهوشی اثر می‌گذارند. به همین دلیل توصیه‌ی معمول این است که مکمل‌ها و فرآورده‌های گیاهی را حدود یک تا دو هفته پیش از جراحی قطع کنید — مگر اینکه پزشک خلافش را بگوید.

مهم‌تر از قطع کردن، گفتن است. تیم بیهوشی باید بداند چه مصرف می‌کرده‌اید، حتی اگر قطع کرده باشید. خونریزی غیرمنتظره در اتاق عمل یکی از پیامدهای شناخته‌شده‌ی این موضوع است.

چطور یک فهرست کامل بسازیم

مؤثرترین کار این است که همه‌ی قوطی‌ها و بسته‌ها را در یک کیسه بگذارید و به ویزیت ببرید — نه فهرستی که از حافظه نوشته شده. تجربه نشان می‌دهد با این روش همیشه چند قلم بیشتر از آنچه بیمار به یاد می‌آورد پیدا می‌شود.

در فهرست این‌ها را هم بیاورید: دمنوش‌های روزانه، عرقیات، پودرهای پروتئینی، شربت‌ها، و هر چیزی که کسی به شما داده و نامش را نمی‌دانید. و هر بار که چیزی اضافه یا قطع شد، فهرست را به‌روز کنید.

اگر عارضه‌ای پیدا شد

نشانه‌هایی که باید سریع گزارش شوند: زردی پوست و چشم یا تیره شدن ادرار که به کبد اشاره می‌کند، کبودی و خونریزی غیرعادی، بثورات پوستی گسترده، و تهوع و استفراغ شدید تازه.

در این حالت، مصرف فرآورده را قطع کنید و همان را به تیم درمان بگویید. تفکیک عارضه‌ی دارو از عارضه‌ی مکمل بدون دانستن اینکه چه چیزی مصرف شده، تقریباً ناممکن است — و این ابهام می‌تواند باعث شود درمان اصلی بی‌دلیل متوقف شود.

چرا بدن این تداخل‌ها را نشان نمی‌دهد

مشکل اصلی تداخل‌ها این است که بی‌صدا هستند. اگر گیاهی غلظت داروی شما را سی درصد پایین بیاورد، هیچ حسی نخواهید داشت. نه درد می‌گیرید، نه تب می‌کنید. تنها نشانه‌اش ماه‌ها بعد ظاهر می‌شود: درمانی که آن‌طور که انتظار می‌رفت جواب نداد.

و آن وقت تفسیرش معمولاً این است که «سرطانش مقاوم بود». هیچ‌کس به سراغ آن دمنوش روزانه نمی‌رود، چون کسی نمی‌داند وجود داشته است.

جهت عکس هم ممکن است: اگر غلظت دارو بالا برود، عوارض شدیدتر می‌شوند و گاهی دوز دارو کم می‌شود — یعنی بیمار دوز کمتری از درمان مؤثر می‌گیرد، باز هم بدون آنکه علت واقعی معلوم باشد.

دمنوش روزانه هم حساب می‌شود

تجربه‌ی مشترک این است که وقتی از بیماران پرسیده می‌شود «چیزی مصرف می‌کنید؟»، دمنوش‌ها و عرقیات را اصلاً به حساب نمی‌آورند. آن‌ها را غذا می‌دانند، نه دارو.

ولی مقدار اهمیت دارد. یک فنجان چای سبز در روز یک چیز است و شش فنجان در روز به‌علاوه‌ی کپسول عصاره‌ی چای سبز چیز دیگری. همین درباره‌ی زردچوبه، سیر و زنجبیل هم صدق می‌کند: مقدار آشپزی تقریباً هیچ‌وقت مسئله نیست، مقدار مکملی می‌تواند باشد.

پس وقتی فهرست می‌دهید، دمنوش‌های منظم و عرقیات را هم بنویسید، با تعداد فنجان در روز.

کدام داروها بیشتر در خطرند

همه‌ی داروها به یک اندازه آسیب‌پذیر نیستند. آن‌هایی که بیشتر از بقیه حساس‌اند دو ویژگی دارند: خوراکی‌اند، و پنجره‌ی درمانی باریکی دارند — یعنی فاصله‌ی میان دوز مؤثر و دوز سمی کم است.

داروهای هدفمند خوراکی که روزانه مصرف می‌شوند در این دسته‌اند، و همین‌طور داروهای هورمونی خوراکی. داروهای تزریقی که در مرکز درمان داده می‌شوند کمتر تحت تأثیر جذب روده‌اند، ولی از تأثیر بر متابولیسم کبدی در امان نیستند.

اگر داروی خوراکی روزانه می‌گیرید، حساسیت موضوع برای شما بیشتر است. این را بدانید و پیش از افزودن هر چیز تازه‌ای — حتی یک دمنوش جدید — یک بار بپرسید.

داروساز، منبعی که کم استفاده می‌شود

برای پرسش‌های تداخل، داروساز اغلب در دسترس‌ترین و سریع‌ترین منبع است و معمولاً نیازی به وقت گرفتن ندارد. داروسازان به پایگاه‌های تداخل دسترسی دارند و همین کارشان است.

برای اینکه پاسخ دقیق بگیرید، نام دقیق فرآورده و مقدارش را ببرید، نه توصیف کلی. «یک دمنوش گیاهی» قابل بررسی نیست؛ برچسب ترکیبات هست.

و هر بار که داروی تازه‌ای به رژیم درمانتان اضافه می‌شود، این بررسی باید تکرار شود — تداخل به ترکیبِ دو چیز بستگی دارد، نه به هر کدام جداگانه.

فاصله‌ی زمانی، راه‌حل همیشگی نیست

تصور رایجی هست که اگر مکمل را چند ساعت با دارو فاصله بدهیم، مشکل حل می‌شود. برای بعضی تداخل‌ها درست است — مثل کلسیم و آهن که جذب دارو را در روده کم می‌کنند و فاصله‌ی زمانی کمک می‌کند.

ولی برای تداخل‌هایی که در کبد رخ می‌دهند، فاصله‌ی زمانی بی‌اثر است. آن گیاه آنزیم‌های کبدی را برای روزها تنظیم می‌کند؛ ساعت مصرف فرقی نمی‌کند. علف چای نمونه‌ی روشن آن است و اثرش پس از قطع هم تا مدتی باقی می‌ماند.

پس «با فاصله مصرف می‌کنم» پاسخی است که فقط برای بعضی موارد کار می‌کند، و تشخیص اینکه کدام مورد است، کار شما نیست.

یک قاعده‌ی ساده برای نگه داشتن

اگر بخواهیم همه‌ی این مقاله را به یک جمله‌ی قابل اجرا تبدیل کنیم: پیش از افزودن هر چیزِ خوردنی تازه — دارو، مکمل، دمنوش یا عرق — یک بار بپرسید.

این پرسش هزینه‌ای ندارد، چند دقیقه بیشتر طول نمی‌کشد، و می‌تواند از چیزی جلوگیری کند که ماه‌ها بعد قابل جبران نیست. در مقابلش، حدس زدن هیچ مزیتی ندارد.

و قاعده‌ی دوم: فهرستتان را به‌روز نگه دارید. فهرستی که شش ماه پیش داده‌اید، درباره‌ی چیزی که دو هفته است شروع کرده‌اید چیزی نمی‌گوید.

مکمل‌هایی که ممکن است لازم باشند

برای اینکه تصویر یک‌طرفه نشود: در دوره‌ی درمان، گاهی مکمل نه‌تنها مجاز بلکه لازم است. کلسیم و ویتامین D همراه داروهای محافظ استخوان، ویتامین B12 در برخی رژیم‌ها، اسید فولیک در رژیم‌هایی که دستورش داده شده، و مکمل‌های پرکالری وقتی وزن در حال کاهش است.

تفاوت این‌ها با بقیه در یک چیز است: تجویز شده‌اند، دوزشان مشخص است، و دلیلشان یک نیاز اندازه‌گیری‌شده است. همین تفکیک، خط روشنی میان «مکملِ درمانی» و «مکملِ امیدوارانه» می‌کشد.

جمع‌بندی

تداخل‌ها بی‌صدا هستند: چیزی حس نمی‌کنید، فقط دارو کمتر یا بیشتر از آنچه باید اثر می‌کند. تنها دفاع عملی، شفافیت است — همه‌ی بسته‌ها را ببرید، پیش از جراحی بگویید، و پیش از شروع هر چیز تازه‌ای یک بار بپرسید. این پرسیدن چیزی از شما نمی‌گیرد و می‌تواند اثر کل درمان را حفظ کند.

منابع و مطالعه‌ی بیشتر

این منابع به زبان انگلیسی‌اند و برای مطالعه‌ی تخصصی‌تر آورده شده‌اند.

بیشتر بخوانید

بازخورد